محمد مهريار
113
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
ديده مىشود ، محصول عمومى اين بلوك گندم و پنبه و ترياك بوده است . در پنبهكارى و استخراج پنبه از غوزه مردم تخصص دارند . همچنان ترياك اين نواحى به خوبى شهره بوده است . در حاضر محصول پنبه سخت تقليل يافته و ترياككارى موقوف شده است و در نتيجه فقر آشكارى در سرتاسر ديهها به چشم مىخورد . مردم سياهچرده ، بلندقامت ، زحمتكش ، پرطاقت و بردبار هستند . واژهشناسى : با كلمهء اسفند در دين زردشتى يا به اصطلاح خاص اهل بهدينى آشنا هستيم . نخست اين كلمه در واژهء اسپنتمنيو به معنى منش نيك و سپس در واژهء امشاسپنتان و ديگر در كلمهء اسپنتارميتى كه خود يكى از امشاسپندان است وجود دارد . واژهء نخستين يعنى اسپنتمنيو ( خرد مقدس ) مقابل انگرمنيو ( خرد خبيث ) است و همان است كه رفتهرفته در سير تطور زبان اهريمن شده است . در واژهء امشاسپنتان به صورت جمع و امش اسپنت به صورت مفرد دو جزء داريم : يكى « امش » به معنى بىمرگ و نامردنى و ديگرى « اسپنت » به معنى مقدس يعنى مقدسان نامردنى يا مرگناپذير كه برحسب شماره عبارتاند از : اهورامزدا ، وهومن ( بهمن ) ، اشوهيشت ( ارديبهشت ) ، خيشتروايريه ( شهريور ) ، هئوروتاته ( خرداد ) ، امرتات ( مرداد ) و اسپنتارميتى اسفندارمذ . كلمهء اسفند در همهء اين واژهها به معنى مقدس است و باز در كلمهء گوسفند نيز به آن برمىخوريم . توضيح اينكه مركب از دو جزء « گو » ( به معنى گاو ) و اسفند به معنى مقدس مىباشد كه روى هم به صورت گوسپنت ( گوسفند ) به معناى گاو مقدس و باز اسفند بر دانه و گياهى اطلاق مىشود كه در نواحى خشك مىرويد ، برگ آن سبز است و در بهار دلاويز ، ولى حيوانات اهلى آن را نمىخورند و مردم عامى برحسب عقايد كهن خود براى رفع چشمزخم دانههاى آن را دود مىكنند . « 1 » روى هم رفته واژهء اسفند به معنى مقدس كه بر اين ديه گذاشته شده است ، و وقوع آن در ناحيت جرقويه ، تحريف يافتهء گركوى و گركويه ، همه نشان قدمت اين ناحيه و اين ديه است و علاقهء مردم را به واژهء اسفند و يا تركيبى از آن را مىرساند . اساسا كلمهء اسفند و
--> ( 1 ) - ن . ك . به : كتاب اسفند وحشى ( the Wild rue ) تأليف آلن بس دونالدسن كه مجموعهء خرافات و اعمال و انديشههاى خرافى و عزايم ايرانى را جمعآورى كرده است .